link rel="stylesheet" type="text/css" href=" ">
|
چقدر دلم هوای نجف را کرده... هوای غربت و دلتنگی اش هوای مهربانی و عظمت و صمیمیت حرم اش ...
دیروز را دانسته آمدیم امروز ندانسته عاشقیم و فردا روز را ...ای رند مانده بر دوراهی دریا و دایره خدا را چه دیده ای! . . . هی می رسم کنار دانستگی اما باز ندانسته عاشقم! می روم کتابی برای گریز از گمان گریه بخوانم، می روم از میان تمام رویا ها رازی،آوازی،رازی شبیه آوازی بیابم. هی می رسم کنار خویش و باز سایه سار صدای تو جای دیگری ست. زور که نیست، کوتاه بیا دل نامسلمان من خراب! پنهان گریز قید و قاعده را اختیاری از آبروی آینه نیست، تو را نیز به انعقاد هر آری بی دلیل عادت نداده اند! سید علی صالحی
از یاد مبر ... هنوز هم می توان رویاهایی با عطر و طعم نارنج داشت
دلگیر نشو اگر دلانه هایم ماضی اند. می خواهم جای باز کنم برای آمدنت برای خاطرات فردا
ساده ی ساده می گویم : چقدر دلم می خواهد، می شد که باشی
دلتنگ که می شوم برایت...گامهایم می برندم به مسیر همقدمی های گذشته.... .....تو دلتنگی هایت راکجا می بری؟!
...یادگاری هایم را رها کن هنوز زنده ام حالم را در یاب، برای یادگاری
هرچه بهانه برای ماندن در دل من نشسته هرچه وسوسه برای رفتن کمی دورتر به تو خیره گشته آسوده برو آسوده سهم من از تو همین بود...
بر هر در بسته ای قفلی نشسته است به انتظار کلیدی.....
حراج حراج عشق رنگي عشق کاغذی عشق بلورين عشق سياه و سفيد "روزگار غريبي است " عشق ، مفت مي خرند و ارزان مي فروشند چهره ی زبر چروكيده ات را "سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت" اينجا هميشه زمستان است. و من هنوز نمي دانم، انسان "شاهكار خدا" تو را رعايت نكرد يا تو او را "آي عشق، آي عشق " همان بهتر كه اين روز ها " چهره ات پيدا نيست" چه سرخ چه آبی |
About
من شعر نمی دانم. گاه که دلتنگی ها. لبریز می شود از چشم. چنگی بر ساز دل می زنم
Homeباده فروش ترانه مجهول خانه هنرمندان ايران سهراب سپهری طنین پرواز متا آرشيو ویرگول |